صفحه اصلی / محصولات / کتاب / منشور فرهنگ از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

منشور فرهنگ از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

manshoor2اهمیت و جایگاه فرهنگ در شکل گیری و تکوین انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست؛ آنچنانکه اصلی ترین مؤلفه پیروزی شکوهمند ملت ایران، قبل از آنکه ماهیت سیاسی داشته باشد، از اهمیت ویژه ای در فرهنگ جامعه برخوردار است. «دین مبین اسلام» به عنوان محرک محوری در قیام تاریخی امام خمینی(ره) یکی از عناصر اصلی در فرهنگ به شمار می رود؛ بلکه باید آن را اصلی فرهنگ ساز در نظر گرفت و شالوده شکل گیری بسیاری از فرهنگ ها را به دین منتسب کرد. از دیگر سو انقلاب اسلامی برای ادامه حرکت خود و در راستای تثبیت و توسعه ارکان حکومتی اسلام، نیازی اساسی به فرهنگ دارد؛ چرا که فرهنگ به عنوان یکی از ابعاد اصلی جامعه، نقش بسزایی در موجودیت آن دارد. « بي شك بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي دهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي قدرتمند و قوي باشد ولي پوچ و پوك و ميان تهي است. اگر فرهنگ جامعه اي وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا مي كند و بالاخره در آن مستهلك مي شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي دهد. استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات مي گيرد و ساده انديشي است كه گمان شود با وابستگي فرهنگي، استقلال در ابعاد ديگر يا يكي از آنها امكان پذير است.»(امام خمینی، 31/6/60)

 مضاف بر اینکه، شعار نه شرقی و نه غربی پایگاه شکل گیری نظام جمهوری اسلامی به شمار می رود و این حرکت با نفی تمدن های کفر و تکیه بر اسلام راستین، ساخت جامعه ای با محوریت فرهنگ ناب محمدی را کارویژه اصلی خود قرارداده است. بر این اساس انحراف فرهنگی و نابسامانی در بعد فرهنگ، چنین جامعه ای را به تباهی خواهد کشید. مقام معظم رهبری ـ به عنوان خلف صالح بنیان گذار انقلاب اسلامی ـ نیز اهمیت بسیاری برای فرهنگ قائل هستند و بیانات بسیاری در این باره ایراد فرموده اند. از نگاه ایشان فرهنگ بستر اصلی زندگی انسان به شمار می رود: « ما فرهنگ را بستر اصلى زندگى انسان مى‌دانيم؛ نه فقط بستر اصلى درس خواندن و علم آموختن. فرهنگ هر كشور، بستر اصلى حركت عمومى آن كشور است. حركت سياسى و علمى‌اش هم در بستر فرهنگى است. فرهنگ، يعنى خلقيات و ذاتيات يك جامعه و بومىِ يك ملت؛ تفكراتش، ايمانش، آرمانهايش؛ اينها تشكيل دهنده‌ى مبانى فرهنگ يك كشور است؛ اينهاست كه يك ملت را يا شجاع و غيور و جسور و مستقل مى‌كند، يا سرافكنده و ذليل و فرودست و خاك‌نشين و فقير مى‌كند. فرهنگ، عنصر خيلى مهمى است.»( مقام معظم رهبری، 17/10/1383)

رهبر فرزانه انقلاب مبتنی بر این نگرش بعدی به فرهنگ، شعار «مهندسی فرهنگی» را در راستای تحقق «انقلاب فرهنگی»، سرلوحه کار متولیان فرهنگ کشور قرار داده اند؛ چراکه وقتی فرهنگ اساس موجودیت یک جامعه باشد و بستر زندگی فردی و اجتماعی را ساماندهی نماید، مدیریت هماهنگ آن جامعه و دستیابی به «هندسه عام و خاص» آن در جهت سرپرستی ارکان حکومت، تنها از شاهراه فرهنگ ممکن خواهد بود. با این بیان می توان مهندسی فرهنگی کشور را به معنای سیاستگذاری، هدایت و مدیریت همه جانبه و هماهنگ ساختارهای حکومتی ـ اعم از سیاست، فرهنگ و اقتصاد ـ مبتنی بر نگرش فرهنگی و از زاویه نگاه فرهنگ دانست؛ مدیریتی فرهنگی که نه فقط فرهنگ جامعه بلکه همه ارکان و ابعاد درونی حکومت را پوشش می دهد. البته مسلم است که برای مهندسی فرهنگی یک جامعه، در رتبه قبل باید فرهنگ آن را مهندسی کرد. در حقیقت تا زمانیکه فرهنگ انقلاب اسلامی مبتنی بر نگاه متعالی و در جهت هدف، سازماندهی و مدیریت نشود و «مهندسی فرهنگ» کشور بر اساس ارزش های دینی و ملی تحقق نیابد، سخن گفتن از مهندسی همه جانبه فرهنگی چندان صواب به نظر نمی رسد.«براي مهندسي فرهنگي كشور بايد فرهنگ مهندسي شده‌اي كه بر اساسآن مي‌خواهد كشور مهندسي شود معين گردد. بنابراين جايگاهي كه وظيفه مهندسي فرهنگيكشور را بر عهده دارد بايد نخست مهندسي فرهنگ انجام دهد.» (مقام معظم رهبري، 26/9/1381)

اما از جمله مسائلي که در مهندسي فرهنگ کشور بايد بسيار مورد مطالعه قرار گيرد و مقدم بر امر مهندسي بدان پرداخته شود، شناسايي موضوعات فرهنگي و تبيين جايگاه ، ویژگی، رسالت و راهکارهای توسعه آنها در نظام فرهنگي کشور است. بي شک مهندسان فرهنگ کشور تا زماني که مواد و مصالح فرهنگي مورد نياز را شناسايي نکنند و از مؤلفه های اصلی هر یک از موضوعات در بستر اجتماعي آگاه نباشند، هيچگاه نخواهند توانست فونداسيون فرهنگ کشور را به شکلي مستحکم و مقاوم بنا نمايند. در حقيقت موضوعات فرهنگي به دليل اختلاف سطح و اندازه ، بايد در جايگاه متناسب با خود قرار گيرند تا ساختمان فرهنگ نظام اسلامي به درستي بنا شود و در مقابل طوفان هاي حوادث، به خود نلرزيده و ناخواسته فرو نريزد. از ديگر سو بر مسئولان مهندسي فرهنگ کشور فرض است که در اين مسير از مواضع و ديدگاههاي بنيانگذار انقلاب اسلامي – که به واقع معمار اصلي انقلاب فرهنگي است – استفاده نمايند و استراتژي فعاليت خود را بر اساس اصول داده هاي ايشان پايه گذاري کنند. از این رو لازم است نگاه امام خمینی ( ره ) نسبت به موضوعات فرهنگی نظام اسلامی شناسایی شده و اصول حاکم بر مهندسی موضوعات فرهنگی از زاویه نگاه ایشان استخراج شود.

 کتاب حاضر که با عنوان « منشور فرهنگ از مقام معظم رهبری » تقدیم می شود، سعی دارد مقید به فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای، مخاطبین را با محورهای اصلی در شناخت موضوعات فرهنگی انقلاب آشنا نماید. به نظر می رسد این تلاش ناچیز علاوه بر آنکه مخاطبان عمومی را به شکلی اجمالی و در عین حال جامع و دقیق با عناصر فرهنگی کشور آشنا می سازد، به مسئولان مهندسی فرهنگ نیز شناخت طبقه بندی شده ای از موضوعات فرهنگی و فرهنگ ساز کشور ارائه می دهد که امید است مورد عنایت عزیزان قرار گیرد.

و اما ذکر نکاتی در رابطه با روش تحقیق این مجموعه ضروری به نظر می رسد:

    اولاً: بررسي موضوعات فرهنگي و تبيين اهميت و ویژگی آنها به دو شيوه قابل فرض است. در فرض اول مي توان به صورت انتزاعي موضوعات را استخراج کرد و جداگانه به بيان خصوصیات آنها اهتمام نمود. در اين روش اگر بنا باشد موضوعات از منظر شخصی خاص مورد بررسي قرار گيرد، کافي است محقق موضوعات مورد نظر را نسبت به ديدگاه هدف تطبيق داده و در صورت برخورد با مباحثي هماهنگ با شاخصه تحقیق، آنها را استخراج نمايد. اما در روش دوم نگاه انتزاعي رنگ باخته و محقق اقدام به تعيين جايگاه هر موضوع در مجموعه موضوعات فرهنگي مي کند. در اين صورت است که پژوهشگر قبل از برخورد با فرمايشات حضرت امام به دنبال چارچوبي از بحث مي رود که در آن، جايگاه هر يک از موضوعات به شکل مشخص روشن شده باشد. در حقيقت در شيوه حاضر تلاش مي شود با نگاه مجموعه اي و نظام مند به موضوعات فرهنگي، منزلت هر عنصر نسبت به ديگر عناصر روشن شود. انجام چنين کاري در رتبه قبل از مواجهه با متن ، به محقق کمک مي کند تا با نگاه روشن تر و جامع تري نسبت به فرض اول، اهميت و ضرورت موضوع مورد نظر را ـ مستند به فرمايشات رهبری ـ استنباط نمايد. البته روشن است که در استخراج فهرست باید قدر متیقن دیدگاه ایشان به عنوان سکاندار انقلاب نیز لحاظ شود تا طبقه بندی موضوعات مبتنی بر نگاه معظم له صورت گیرد.

تنظیم کننده اين سطور مبتني بر روش دوم سعي کرده است در ابتدا فهرستي از موضوعات کلان فرهنگي تهيه نمايد و با دسته بندي و طبقه بندي اين موضوعات، ساختار اصلي کتاب را پايه گذاري کند و در مرحله بعد با استفاده از اين نقشه کلي، به تتبع در بيانات مقام معظم رهبری پرداخته و ریز ساختار ها را را متناسب با فرمایشات ایشان تنظیم نماید.

ثانیاً: حجم فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب، در رابطه با موضوعات مختلف فرهنگی بسیار بالا می باشد؛ تا جایی که در برخی از ریز موضوعات، بسامد بیانات ایشان به قدری است که در صورت جمع آوری، کتاب مستقلی را به خود اختصاص می دهد. از این رو در مجموعه حاضر سعی شده است، بخش های اصلی گفته های معظم له درباره موضوعات فرهنگی استخراج شده و ارائه شود.

 شکل ارائه مطالب نیز به این صورت است که اصلی ترین فرمایشات ایشان در باره هر موضوع، در قالب داده هایی مجزا در ذیل ساختار اصلی، فرعی و تبعی کتاب قرار گرفته است. براین اساس مخاطب دیدگاههای حضرت آیت الله خامنه ای را به شکلی کاملا مستقیم و بدون هیچگونه اعمال نظر، فقط در چارچوب دسته بندی هایی ناظر به مجموعه بیانات ایشان ملاحظه می کند.

ثالثا: در برخی از موارد فیش هایی با عناوین مشابه در ذیل یک عنوان قرار گرفته است؛ چنین توالی ای به معنای تاکید مباحث مطرح در عناوین مشتبه از زاویه نگاه  رهبری و بالا بودن حجم بیانات ایشان در این باره است. از این رو هرچه تعداد عناوین تکراری بیشتر باشد، به معنای تاکید بیشتر موضوع در دیدگاه آن بزرگوار است.

کتاب حاضر  دارای پنج بخش جداگانه می باشد. بخش اول مربوط به حوزه عام فرهنگ است. در اين قسمت سعی شده است مؤلفه هاي عام فرهنگي تبيين شود. مباحثي از قبيل شناخت شناسی فرهنگ انقلاب و ضرورت توسعه فرهنگی، اهداف ، چشم اندازها ، اصول  و  سياست‌هاي  فرهنگی  کشور و موانع و  راهکارهای توسعه‌ي فرهنگی در این بخش ارائه شده است.

 بخش دوم، سوم و چهارم کتاب، به ترتیب به رابطه فرهنگ با حوزه ، دانشگاه و حکومت می پردازد. در این بخش ها سعی شده است اهداف ، رسالت، ساختار و عناصر این نهاد ها و موانع و راهکارهای تعالی آنها  به عنوان پایگاههای تخصصی کشور در امر فرهنگ سازی مورد بررسی قرار گیرد. نویسنده معتقد است، حوزه و دانشگاه به عنوان تولید کننده مبانی و معادلات فرهنگی جامعه، اصلی ترین نقش را در مهندسی فرهنگ انقلاب اسلامی بر عهده دارند و نهادهای فرهنگی حکومت نیز به عنوان هماهنگ کننده فرهنگ حوزه و دانشگاه و زمینه ساز جریان آن در بستر اجتماعی، از جایگاه ویژه ای در فرهنگ تخصصی کشور برخوردار هستند. از این رو در چنین اثری لازم است هندسه درونی سه مجموعه «حوزه، دانشگاه و حکومت» به عنوان نهادهای تاثیر گذار در فرهنگ تخصصی کشور مورد بررسی قرار گیرد. 

 بخش پنجم و نهایی کتاب نیز به فرهنگ عمومی و تبیین موضوعات مطرح در این بعد از فرهنگ کشور اختصاص دارد. در این قسمت از کتاب سعی شده است علاوه بر شناسایی موضوعات فرهنگ ساز در بستر اجتماعی و عمومی کشور، نهادها و اقشاری که در واقع عناصر و ساختارهای عمومی جامعه قلمداد می شوند و بیشتر مصرف کننده و اشاعه دهنده محصولات فرهنگی هستند، از زاویه نگاه حضرت امام ( ره ) مورد شناسایی و تبیین قرار گیرند.

شایان ذکر است، مقدم بر این کتاب، مجموعه ای با عنوان «منشور فرهنگ از نگاه امام خمینی (ره)» نیز تهیه و تنظیم شده است که مبتنی بر روش تحقیق و اسلوب تدوین بیان شده، تبیین موضوعات فرهنگی نظام اسلامی و اهمیت و ویژگی آنها را بر اساس فرمایشات حضرت امام خمینی، بنیان گذار انقلاب اسلامی، انجام داده است. تا حد امکان سعی شده است، روش تحلیل محتوا و تنظیم ساختار منطقی کتاب ها نزدیک به هم باشد. البته در تنظیم کتاب حاضر مشکلات و محدودیت هایی پیش روی محقق قرار گرفت که متاسفانه سبب شد در تنظیم نهایی فهرست و ساختار درونی کتاب، تفاوت هایی بین دو اثر دیده شود و به رغم امکان مشابه سازی کتاب ها از منظرهای مختلف، تفاوت هایی در موارد بیان شده به وجود آید.

اصلی ترین این مسائل، زحمت اولیه ای بود که از سوی یکی از دوستان محقق برای تنظیم منشور فرهنگ از نگاه مقام معظم رهبری، صورت گرفت. این تلاش ها و هزینه های مصرف شده برای آن، مسوولان موسسه ولاء منتظر را بر آن داشت که در تنظیم نهایی کتاب از این تحقیق نیز استفاده شود. از این رو تلاش حقیر در تنظیم نهایی اثر از یک سو معطوف به لحاظ شباهت های کلی و جزئی اثر با منشور امام بود  و از دیگر سو سعی شد از مجموع تلاش های انجام شده در تنظیم اولیه اثر نیز بهره گرفته شود. با این همه به نظر می رسد مطالعه این دو منشور و بخصوص مطالعه مقایسه ای آنها، شناخت روشنی از ارتباط و سنخیت اندیشه های فرهنگی امام و رهبری برای مخاطب حاصل خواهد کرد.

نویسنده معتقد است، چارچوب فکری و نظام اندیشه فرهنگی مقام معظم رهبری ، شباهت ها و تطابق های غیر قابل انکاری با نظام فکری ـ فرهنگی حضرت امام (ره) دارد و حتی در برخی از موارد ، رهبری فرزانه،  به عنوان ادامه دهنده راه امام راحل،  متاثر از مقتضیات زمان و مکان و مسائل مستحدثه و با حفظ چارچوب های کلی، به توسعه  و تکامل این اندیشه ها پرداخته اند.

به نظر می رسد، مقایسه محتوایی این دو منشور،  با همه نقص ها و کاستی های موجود، دلیل عینی بر اثبات ادعای فوق خواهد بود؛ غیر از اینکه، مخاطب محترم می تواند با مطالعه هر دو اثر، به شمایی کلی از موقعیت، ماهیت و آرمان ها فرهنگی انقلاب اسلامی دست یابد.

تهیه و تنظیم: مؤسسه فرهنگی ولاء منتظر(عج)

تدوین‌گر: محمد حسن جعفرزاده

چاپ: اول / 1390

شمارگان: 2000 جلد

شابک: 0 – 31 – 5551 – 600 – 978

قیمت: 10000 تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code